یازده ماهه ی مامان
سلام سلام نازگلی ، با تاخیر یازده ماهگیه عزیزم مبارک...
مجبورم تند تند تایپ کنم که نیای سیستمو خاموش کنی، می خوام از این روزات برات بنویسم...
3/17 اولین باری که انگشت در بینی کردی، و اولین باری که خودتو سیلی زدی...
4/6 اولین باری که به تنهایی رفتی رو تخت مامان جون و از اون روز به بعد دیگه کار مامان ندا در اومد یا رو مبلی یا رو تختی، ذوقم میکنی و مجبورم به آرومی بیام بغلت کنم قبل از اینکه خودتو از اون بالا پرت کنی پایین...
4/15 مامان جون که بهت میگه بوق بوق بینی شو می گیری و بوق می زنی...
4/16 اولین باری که متوجه آب گفتنهات شدم، تا تشنه می شی آب می گی...
دست دادن و یاد گرفتی... آهنگ در شهر، اذان، پنگول، موسیقی های پیامهای بازرگانی، میان برنامه های شبکه ی تهران، و ترانه حس امیریگانه و خیلی دوست داری...چند وقتیه که به پای بقیه علاقه نشون میدی و با سرعت به سمتشون میری و می خوای گازشون بگیری... صدای رامکال و کارتون مستر بین و در میاری... دندون سومت که در اومد و یادم نمیاد کی در اومد ولی دندون چهارمت 4/16 نیش زد... عاشق تو آینه نگاه کردن و بازی کردنی، با سینی خیلی کیف می کنی بازی کنی... همبازیه مامان جون شدی شدیدا، دنبالش میری، وقتی می گه کلاغه میگه قارقار آهنگشو میزنی... وقتی باب میلت نباشیم دعوامون می کنی، در مقابل دعواها هم واکنش نشون میدی، مامان جون معنیه جیز و بهت آموزش داده وقتی می گه جیز مسیرتو تغییر میدی... دیگه نمیشه به هیچ وجهی گولت زد، اهدافتو فراموش نمی کنی...ماچ کردن و یاد گرفتی، آبدار و با دهن باز... عاشق بازی با بالش و رختخواب و روفرشیه خونه ی مامان جون هستی... نماز خوندمون که دیگه دیدنی شده، واسه خودت عالمی داری... گرفتن و دادن و یاد گرفتی... علاقه ی خاصی به مسواک زدن بقیه داری... همچنان متعجبی و با تعجب به همه چیز نگاه می کنی... دو روزی میشه که خاله مریم کشف کرده دستهاتو به طرز بامزه ای به هم گره می کنی... همچنان دادن قطره های آهن و زینک و مولتی با دردسر فراوان انجام میشه... عاشق بیرون رفتنی و از رفتن به ایوان مامان جون با ایشون حسابی حال می کنی... کثیفیه چهاردست و پا رفتنات با حمام های مکرر هم از بین نمیره... به صدای تلفن، موبایل، آیفون علاقه داری...
تولدت ماه رمضانه سعی دارم که قبل از ماه رمضان برات یه جشن بگیرم...
عزیز دلم قبل از اینکه بی تاب بشی بهتره تمومش کنم،تازه مامان جون الان داره باهات بازی می کنه... خیلی دوستت داریم...


یازده ماهه ی مامان
