ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

یازده ماهه ی مامان

1391/4/17 22:07
نویسنده : ندا
336 بازدید
اشتراک گذاری

سلام سلام نازگلی ، با تاخیر یازده ماهگیه عزیزم مبارک...

مجبورم تند تند تایپ کنم که نیای سیستمو خاموش کنی، می خوام از این روزات برات بنویسم... 

3/17 اولین باری که انگشت در بینی کردی، و اولین باری که خودتو سیلی زدی...

4/6 اولین باری که به تنهایی رفتی رو تخت مامان جون و از اون روز به بعد دیگه کار مامان ندا در اومد یا رو مبلی یا رو تختی، ذوقم میکنی و مجبورم به آرومی بیام بغلت کنم قبل از اینکه خودتو از اون بالا پرت کنی پایین...

4/15 مامان جون که بهت میگه بوق بوق بینی شو می گیری و بوق می زنی...

4/16 اولین باری که متوجه آب گفتنهات شدم، تا تشنه می شی آب می گی...

دست دادن و یاد گرفتی... آهنگ در شهر، اذان، پنگول، موسیقی های پیامهای بازرگانی، میان برنامه های شبکه ی تهران، و ترانه حس امیریگانه و خیلی دوست داری...چند وقتیه که به پای بقیه علاقه نشون میدی و با سرعت به سمتشون میری و می خوای گازشون بگیری... صدای رامکال و کارتون مستر بین و در میاری... دندون سومت که در اومد و یادم نمیاد کی در اومد ولی دندون چهارمت 4/16 نیش زد... عاشق تو آینه نگاه کردن و بازی کردنی، با سینی خیلی کیف می کنی بازی کنی... همبازیه مامان جون شدی شدیدا، دنبالش میری، وقتی می گه کلاغه میگه قارقار آهنگشو میزنی... وقتی باب میلت نباشیم دعوامون می کنی، در مقابل دعواها هم واکنش نشون میدی، مامان جون معنیه جیز و بهت آموزش داده وقتی می گه جیز مسیرتو تغییر میدی... دیگه نمیشه به هیچ وجهی گولت زد، اهدافتو فراموش نمی کنی...ماچ کردن و یاد گرفتی، آبدار و با دهن باز... عاشق بازی با بالش و رختخواب و روفرشیه خونه ی مامان جون هستی... نماز خوندمون که دیگه دیدنی شده، واسه خودت عالمی داری... گرفتن و دادن و یاد گرفتی... علاقه ی خاصی به مسواک زدن بقیه داری... همچنان متعجبی و با تعجب به همه چیز نگاه می کنی... دو روزی میشه که خاله مریم کشف کرده دستهاتو به طرز بامزه ای به هم گره می کنی... همچنان دادن قطره های آهن و زینک و مولتی با دردسر فراوان انجام میشه... عاشق بیرون رفتنی و از رفتن به ایوان مامان جون با ایشون حسابی حال می کنی... کثیفیه چهاردست و پا رفتنات با حمام های مکرر هم از بین نمیره... به صدای تلفن، موبایل، آیفون علاقه داری... 

تولدت ماه رمضانه سعی دارم که قبل از ماه رمضان برات یه جشن بگیرم...

عزیز دلم قبل از اینکه بی تاب بشی بهتره تمومش کنم،تازه مامان جون الان داره باهات بازی می کنه... خیلی دوستت داریم...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (16)

مامانی
18 تیر 91 8:32
یازده ماهگیت مبالگ عسیسمممممممممممم


سلامت باشی
زهرا
18 تیر 91 8:35
سلام ندا جان
ابوالفضل جان ديگه ماشالله بزرگ ولي مواظبش باش چون دوست دارن همه چيز رو امتحان كنن.برام ببوسش .


سلام ممنون از راهنماییت
مامانی
18 تیر 91 9:56
سلام عزیزم خوبی؟
بروزم من و طه منتطرتیم



سلام چشم
مامانی
18 تیر 91 14:02
سلام مامان جونییییییییییییی قربونت برم الهی
اره عکس طه خیلی واضحه منم دوسش دارم
راستی من متولد هفتاد هستم
شما چند سالتونه؟


سلام من متولد 60 هستم ده سال بزرگتر از مامانیه طه جونم
مریم خاله
18 تیر 91 15:25
سلام خاله جونم
خوبی ابوالفضل آقا؟
ماشالله داری دیگه بزرگ می شی
یازده ماهگیت هم مبارک باشه نانازی
انشالله که تولد 12000000000 سالگیت
قدر این مامان ندا رو هم بدون
البته قدر همهون رو بدون چون هممون از ته قلبمون وواقعا دوستت داریم...
مراقب خود گلت هم باش
به خدا می سپارمتون
موفق باشین
بای بای

خاله قد شما رو بیشتر از همه می دونم یه165 سانتی میشی
خاله خاله خاله خاله
مامان ماهان
18 تیر 91 16:36
11 ماهگیت مبارکه عزیز دلممممممممممممممم
چه پیشرفتهایی کردیاااااااااااااااااااااااااا قربونت بشم


ممنونم مامانیه ماهانیه گل من
مامان رادین
19 تیر 91 9:53
11 ماهگیت مبارک عزیزم.
تقریبا من هم همسن شما هستم.


ممنونم
هورااااااااااا
خاله نسيم
19 تیر 91 12:32
11ماهگيت مباركه گلم
به زودي داري 1ساله ميشي جيگر خاله
ميبينم شيطون شده ملوسك خاله
پسرو شيطونياش
بوس بوس بوس
راستي ندا جون ميبينم تقريبا همسنيم منم اسفند60تيم


ممنونم
هورا یه شصتیه دیگه
من اولش شما آخرش
من فروردین شصتم
پسری و ببوس از طرف من
مامان آراد(خاطره)
19 تیر 91 14:02
جانم...همش از کارای آراد میکنه....بمیرم براتون...
ندا جون عوض من ببوسش...منم چون تولد آراد ماه رمضونه واسه همین میخوام بعدش بگیرم...حالا شما یگیر ببینیم چطوریه منم از شما ایده بگیرم...
آخه کلی برنامه دارم...



ای جانم
به سلامتی
چشم
سمانه مامان پارسا جون
19 تیر 91 16:17
11 ماهگیت مبارک عزیز دلم


سلامت باشی عزیز
مریم خاله
19 تیر 91 20:45
مامان آراد(خاطره)
20 تیر 91 0:18
11 ماهگیت مبارک عزیزم....
آخ که این بچه ها اداهاشون چقدر شبیه همن....


سلامت باشی عزیزم
واقعا شبیه همن
مامان آریام
21 تیر 91 23:11
خاله جون مبارک باشه 11 ماهگیت کارات هم خیلی بامزه هستو هم خیلی شبیه آریام یک ماه دیگه مونده تا تولدت....من از حالا بهت تبریک میگم عزیزم


سلام فدات شم عزیزم من آریام و واقعا دوست دارم
مامان گیسو جون
22 تیر 91 18:54
عزیز خاله الهی همیشه شادی باشه تو اون دل مهربونت
11 ماهگیت هم مبارک


سلامت باشی ممنون
مریم مامان عسل
24 تیر 91 16:24
خاله قربون خودت و شیطونیات بشم من!
دوستت دارن ابوالفضل شیرینم.
قربون اون چشمای همیشه متعجبت.


فدای تمامه مهربونیات
مامان طاها
8 مرداد 91 3:09
سلام عزیزم. چقدر دلم برات تنگ شده بود خاله. ماشااله چقدر کار یاد گرفتی. 11 ماهگیت مبارک. من گفتم زرنگی کنم زودتر تولدتو تبریک بگم نگو جشنشم گرفتی بلا


سلام ممنونم
همین که به یادمون هستی ممنون